احمد بن حسين بن على كاتب
163
تاريخ جديد يزد ( فارسى )
مردم بسيار خوابها و نشانها در قبر او ديدهاند و در جنب پدرش مدفون است . ذكر مزار شيخ الاسلام سعيد فريد الدين عبد الباقى و شيخ الاسلام اعظم سعيد شمس الدين محمد خلوتى نور اللّه قبر هما شيخ فريد الدين عبد الباقى از بزرگان دين و سالكان راه يقين بود و مولد او از كازرون بود و صاحب كشف و كرامات بود و مريد شيخ محمّد اسفراينى بود ، و شيخ محمد خرقه از قطب الاولياء و قدوة العلماء مظهر كلمات اللّه العليا شيخ علاء [ 217 ] الدولهء سمنانى داشت . شيخ فريد الدين را به يك واسطه خرقه به شيخ علاء الدوله مىرسد و صاحب مقامات عليه بود و چندين چله داشته بود . و از بزرگان استماع دارم كه شيخ فريد الدين را روز عرفه در كازرون ديدهاند و روز عيد در طواف كعبه يافتهاند . و به غايت وجيه بوده و نشان ولايت در جبين او ظاهر بود و پرتو جلالى « 1 » بر او غالب بود . نقل است كه سلطان ابو اسحق بن خواجه شيخ محمّد بن خواجه كمال الدين ابو المعالى جهت خارجى خورده « 2 » بر او حوالت كرد . محصّل پيش شيخ آمد و تشدّد مىنمود . شيخ نزد وى فرستاد كه راجع كن . نشنود . چون به شيخ بازگفتند گرم شد و گفت اين ظالم را بگير ! سلطان ابو اسحق همان روز خسته شد . پيش شيخ فرستاد و عذر خواست و گفت فاتحهاى بخوان . شيخ فرمود ، ع : « زهرى كه به جان رسيد ترياك چه سود ؟ » او را مىبايد رفت . اما فاتحه بخوانم كه بر ايمان برود ، و فاتحه برخواند . سلطان ابو اسحق همان / 185 / روز وفات كرد . و در سال اثنى عشر و ثمانمائه كه ابا بكر خازن عصيان ورزيد و خواجه جلال الدّين محمود خوارزمى با لشكر امير زاده اسكندر به محاربهء يزد آمد و دربندان متمادى شد اكابر و اهالى درخواست كردند و شيخ را نزد اسكندر فرستادند . شيخ متوجّه اصفهان شد و چون [ 218 ] امير زاده اسكندر از آمدن شيخ خبردار شد او را نوازش و تعظيم نمود و به موجب درخواست شيخ احكام بنوشت و شيخ را روانهء يزد گردانيد . و چون شيخ به شهر آمد ابا بكر خازن از صلح ابا نمود و از صوابديد شيخ تجاوز
--> ( 1 ) . ف : جلالت . ( 2 ) . ف : خارجى و خرده .